سیاوش قمیشی هم اگر نبودباز یکی دیگر را پیدا می کردی که بیشتر از من دوستش داشته باشیمن هم اگر نبودمشاید یکی دیگر بود که خودت را برایش ترگل ورگل کنیرژ سرخ و لاک سیاه بزنی گوشواره هایت را به گوش هایت گره بزنی ، موهایت را به بادمی دانم مثل همیشه ، حواس پرت و حرص درارممی پرسم انسان ، شعوری دارای جسمانیت است یا جسمی مبتلا به شعورحالا نمی دانی اول چشم هایت را گرد کنی از سوال نامربوطمیا جنگ و جدال راه بیندازی که شعور و ابتلا؟عزیز دلم در هر دو صورت مجبوری لذت زل زدن به چشم هایت را به من هدیه کنیقائله می گذرد ،تمام که می شود ، آرام که می شویمی پرسی "خب چی گیرت اومد حالا" می گویی "الکی" حرصت را در می آورممن به امتداد موهایت ، به خورشید لابلایشان و به پس زمینه ی آسمان آبی خیره می شومو برایت سیاوش قمیشی می خوانم
برچسب:
نویسنده: نیکا کوهی
تاريخ: دوشنبه
4 ارديبهشت
1402 ساعت: 16:40